بگین وحشیترین حیوون کدومه؟ جوابِ این سوالُ کی میدونه؟
بگین
گـُرگه؟ یا شیرِ؟ یا پلنگه؟ یا ببری که حریص بوی خونِ؟
ولی
من این سوال بیجوابُ میپرسم از یه موش آزمایشگاه!
نگاهم
میکنه، هیچی نمیگه، جوابش خیلی کوتاهه، مث آه!
تو
رگهاش جای خون ویروسه چون که ما آدم ها نباید زود بمیریم!
باید
درمون دردا رُ بفهمیم، واسه این کار مُجازیم جون بگیریم!
میپرسم
از یه اسب پیر ابلق، که عمری رُ به گاری بسته بوده!
ج...
وابش
خیلی تلخه آخه پُشتش، هنوز از ضربهی شلاق کبوده!
یه
فیل گنده تو میدون سیرکه، که میرقصه با سوت رام کننده!
ازش
میپرسم اما میگه: ول کن! برو بابا! دل خوش سیری چنده؟
برای
کشفِ اون حیوون وحشی، کجای دنیا رُ باید بگردم؟
سوالم
ساده س اما بی جوابه، جوابش رو چرا پیدا نکردم؟
می
رم پیش گوزنی که سر اون آویزونه به دیوار یه تالار!
می
گم وحشی ترین حیوون کدومه؟ سکوتش رو سر من شه آوار!
یه
روباه طلایی رُ می بینم، ولی اصلاً جوابم رُ نمی ده!
آخه
اون خیلی وقته پالتو پوسته، دیگه مرده! به آرامش رسیده!
تمومِ
عمرشُ در رفته بوده، از آدم، از سگُ دامُ گلوله!
حالا
پالتو شده، پایین پالتو، هنوزم جای تیر یه دولوله!
سوالُ
از قناری ها می پرسم، قناری ها جوابش رُ می دونن!
جوابُ
از صداشون می شه فهمید، مث زندونیا آواز می خونن!
می
رَم تا باغ وحش، اون جا که شیرا، دارن از بی غذایی نفله می شن؟
سوالم
رُ نگفته پس می گیرم، جواب این سوالم می شه روشن!
دیگه
دنبال اون حیوون نگردین، من اونُ توی آینه پیدا کردم!
شماها
رُ نمی دونم ولی من حالا دارم پِی آدم می گردم!