زمین بازکن آغوشت را ، ببلع مرا از هم همه ی خجالت ، مرگ من سر انجام همه ی خستگیهای توست ، ---ای کاش خدا می ایستاد تا من زیر رگ گردنم خواب آیه هایش را نمی دیدم --، بازکن زمین و بگذار یک بار به جای نگاهم به آسمان تو را احساس کنم ... .

------------------------------------------------------------------------

خدا را خواهم کشت...

با تیغی که امشب بر نزدیکی رگ گردنم میسرانم...