شرک می ورزم / به برف ......... در / گیــــــــــــــر و دار ِ موهای آشتفه ات
خطور می کنم / به ذهن ِ تنپوش ِ نیمه کاره ات
لال می شوم / در لبت ...
...
که لکـــــــــــــــــــــــــــنت
از لبهایم /لای دندان هایت شروع شد
....
پاشنه ات را /بلند کن
در ارتفاع ِ من / لم بده ........
قول می دهم
با همان شهامتی که حوالی ِ آتش گرفتنم / سرخپوستی می رقصی
زیر ِ / بارانت بروم ....
-------------------------------------------------------------------
زندگی چیز مسخره ایست ... دلت را بگیر و تا میتوانی بخند
دلت بگیرد و تا میخواهد گریه کند ....
آخرش جهان به پای اعتقاداتش پیر خواهد شد
...
فیلسوف ها در رختخوابشان خود را نقض خواهند کرد
شاعرها در معشوقه ای فرضی تر از همسرانشان می نویسند
و مقدار ِ درد ها ثابت است / تنها از شانه ای به شانه ی دیگری منتقل می شود
--------------------------------------------------------------------------------------
«رو من حساب کن»
تو قهر کردی و آوازخونِ تو، کارش سکوت شد
گیتار پیرِ من، محکومِ چتری از تار عنکبوت شد
تو قهر کردی و دیگه پیانو رو ناکوک میزنم
هی سرفه میکنم، خمیازه میکشم، مشکوک میزنم
تو قهر کردی و سایهم شبانه روز، سیگار میکشه
یه دستِ ناپدید بین من و جهان دیوار میکشه
...
تو قهر کردی و روی گرامافون یه صفحهی سیاس
ریچارلز بعد از این مهمون دائم دلتنگیای ماس
این قهرو بشکن و
هر چی که سرنوشت واسهم رقم زده
نقشه برآب کن
هرجای زندگیت
حس کردی دیگران درکت نمیکنن
رو من حساب کن
بیتو همه منو مثل یه خوابِ بد، از یاد میبرن
روزام شبیه هم، لبخندای منم از قبل کم ترن
بیتو خلاصهی این زنده گی برام، یه کوه حسرته
باور نمیکنم تنها گذاشتنم واسه تو راحته
بیتو هوام پسه، این رادیو همهش رو موج ماتمه
پیش چشای من هر منظره دیگه مثل جهنمه
عکسم تو آینه کابوس من شده، هی آه میکشه
ديگه خدا شبو رو آسمون من بیماه میکشه
این قهرو بشکن و
هر چی که سرنوشت واسهم رقم زده
نقشه برآب کن
هرجای زندگیت،
حس کردی دیگران درکت نمیکنن
رو من حساب کن